|
18 آبان 1389برچسب:, :: 12:23 :: نويسنده : ماهک
ای خدای بزرگ کمکم کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفش های او راه بروم
------------------------------------
یاد گرفته ام که: 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند
---------------------------------------
![]() ![]() روزگاريست همه عرض بدن می خواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند
ديو هستند ولی مثل پری می پوشند
گرگ هايی كه لباس پدری می پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر می سنجند
عشق ها را همه با دور كمر می سنجند
خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد
عشق هايی كه سر پيچ خيابان برسد نظرات شما عزیزان:
سلام
خيلي وقت بود به يه موضوع بكر و امروزي و واقعي بر نخورده بودم خيلي برام جالب بود اين واقعيتو بايد همگي بپذيريم موضوع بسيار جالبي انتخاب كردي ماهك عزيز بخاطر اين ديدگاه دقيقت بهت تبريك ميگم ![]()
درود بر شما!
جمله قضاوت و متن آموخته ام حرف نداشت و هیچی درموردش نمی گم خوبه که همه مون یه بار دیگه بخونیمشون و به ذهنمون بسپاریم همیشه... آخه احمق و وقیح و حسود بدجوری زیاد شده توی این دنیای کوچیک...
این سخنان با ارزشو باید یه روز آب طلا بگیرم قاب کنم بزنم به دیوار .
![]() ![]()
![]() |