|
19 آذر 1389برچسب:, :: 23:55 :: نويسنده : ماهک
فراموش ای یادگار لحظه های زیبا ، به احترام تمام زیبائی های دنیا فراموشت نمیکنم . . .
زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم
اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.
اما به من نیاموختی که چگونه تو رو فراموش کنم
از او که رفته نباید رنجشی به دل گرفت آنکه دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد حتی حق آنکه دیگر دوستمان نداشته باشد نمی توان از او رنجشی به دل گرفت بلکه باید تنها از خود رنجید که چرا باید آنقدر شایسته ی محبت نباشیم که دوست ما را ترک کند ... و این خود دردی کشنده است ...
خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟
حتما برین بخونین ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ... ![]() شعرای باحال درباره چت
بگفتم اسم من هم هست فرهاد// زدست عاشقی صد داد و بیداد
ادامه مطلب شعرش خیلی جالبه یادتون نره ادامه مطلب ... ![]()
5 آذر 1389برچسب:, :: 1:17 :: نويسنده : ماهک
با تمام وجود گناه کردم و در تکرار آن اصرار! اما! نه نعمتش را از ما گرفت، نه گناهان ما را فاش کرد! اگر اطاعتش کنيم چه مي کند؟
مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام عشق می افتد
ادامه مطلب یادتون نره ادامه مطلب ... ![]()
![]() |